پيش خودم دل بستمو ، بهش نگفتم حرفمو ، حتي نگاه عاشقش باز نشكست تلسممو
خواستم بگم هرچي كه هست ، مهر سكوتم نشكست ، بغضي گلومو باز گرفت ، من كم شدم اون ننشست
راستش زبونم بند اومد ، بختك رو واژه سايه كرد ، رفت و خلاء منو گرفت ، من موندمو سكوت درد
هرچي تو فكرم بود، نبود ، خالي شدم از كلمه ، خواستم كه راحتم كنه ، خسته شدم يه عالمه
شايد يه لحظه اي ديگه فرصت عاشقي بشه ، دوباره يه شانس ديگه شانس شقايقي باشه
شايد يه جايي فرصتي ، لحظه مجالمون بده ، گفتني رو بايد بگم ، گريه اگه امون بده...
شايد يه فرصت ديگه...!!!