نازنینم تو که رفتی شبا بی ستاره ترشد
بی توبی هدف گذشت و روزابی بهانه ترشد
وقتی رفتی واسه این تن ازغریبی پیله بافتم
من،دوباره من و گم کردمن،اونوباتوشناختم
رفتنت خندم ودزدیدشب موهام وکفن کرد
چشمای خدارو دوردیدفکرجنگِ تن به تن کرد
انقدر قدکشیدم تا رخت غم قدّ تنم شد
مرگ اومد باهام رفیق شه زندگی جون کندم شد
واسه من دریا تو بودی،همه ی دنیا تو بودی
تونخواستی که بفهمی واسه من فردا تو بودی
نازنینم تو که رفتی دل من تکیده تر شد
میوه ی کال غریبی تودلم رسیده تر شد
کوچ تو آینه رو کشت مرگ چشمام و رقم زد
«دل به کی بستی دیوونه»این و رو دلم قلم زد
تو چشام اشکی نمونده حقّمه؟که خون ببارم
اگه تو طاقت میاری باشه من حرفی ندارم
می دونم فکر نمی کردی دل من بی توبمیره
این برام مثل یه روزِازخودت دلت می گیره
واسه من دریا تو بودی،همه ی دنیا تو بودی
تونخواستی که بفهمی واسه من فردا تو بودی